گروه خونی جدید

در كنار گروه‌هاي خوني A، B، AB يا O مثبت و منفي، اكنون دانشمندان دانشگاه ورمونت موفق به شناسايي دو گروه خوني جديد شده‌اند كه مي‌تواند جان هزاران انسان را نجات بخشد.

به گزارش ايسنا، شناسايي دو گروه خوني «لنگريس(Langereis)» و «جونيور(Junior)» از مزيت‌هاي پزشكي بزرگي در حوزه‌هاي انتقال خون و پيوند اندام و همچنين رشد جنين و مبارزه با سرطان برخوردار خواهد بود.

برايان باليف، زيست‌شناس دانشگاه ورمونت سرپرست اين پژوهش كه معماي دو گروه خوني جديد را بر عهده دارد، اظهار كرد: به نظر مي‌رسد كه بيش از ۵۰ هزار ژاپني از گروه خوني «جونيور» منفي برخوردار بوده و ممكن است با مشكلات انتقال خون يا ناسازگاري مادر و جنين روبه‌رو باشند.

در نسخه ماه فوريه ماه نيچر جنتيكس اين محققان به گزارش كشف خود از دو پروتئين بر روي سلول هاي قرمز خون پرداخته‌اند كه مسؤوليت اين گروههاي خوني نادر را بر عهده دارند.

پروفسور باليف موفق به شناسايي دو مولكول به عنوان پروتئين‌هاي ويژه انتقال با نامهاي ABCB۶ و ABCG۲ شده است.

به گفته وي تا پيش از اين تنها ۳۰ پروتئين به عنوان مسؤول يك گروه خوني اوليه شناسايي شده بودند كه اكنون اين ميزان به ۳۲ رسيده است.

كشف اين دو گروه خوني جديد از آن جايي از اهميت بيشتري برخوردار مي‌شود كه آخرين گروه‌هاي خوني كشف شده متعلق به بيش از يك دهه پيش بوده‌اند.

هر دو پروتئين جديد همچنين با مقاومت در برابر داروي ضد سرطان مرتبط هستند؛ از اين رو اين نتايج ممكن است از كاربردهاي جديدتري براي درمانهاي پيشرفته سرطانها مانند سرطان پستان برخوردار باشند.

باليف در يك تلاش بين‌المللي با كمك دانشمندان ژاپني به بررسي پروتئين‌هايي كه توسط همتايان فرانسوي خود در موسسه ملي انتقال خون فرانسه پالايش شده بودند، پرداخت.

اين موسسه انتقال خون، تا كنون ۲۸ گروه خوني ديگر را در كنار گروه‌هاي خوني معمول A، B، AB و O به رسميت شناخته است. اين گروه‌ها از اسامي جالبي مانند ديگو، دافي و لوتري برخوردار بوده و اكنون لنگريس و جونيور نيز به آنها اضافه شده‌اند.

اگرچه آنتيگون‌هاي اين دو گروه خوني جديد در دهه‌هاي پيش در زنان باردار مبتلا به مشكل وضع حمل كودكان داراي گروه‌هاي خوني ناسازگار شناسايي شده بودند، اما اساس ژنتيكي اين آنتي‌ژنها تاكنون ناشناخته باقي مانده بود.

در نتيجه احتمالا افراد زيادي با گروه خوني‌هاي لنگريس يا جونيور مثبت و منفي وجود دارند كه خود از آن بي‌خبر هستند و تفاوت ميان مرگ و زندگي اكنون مي‌تواند با يك آزمايش ساده مشخص شود.

ساختمان جدار مويرگ ها

ساختمان جدار مويرگ ها

جدار مويرگ از يك لايه ي نازك تك سلولي از سلول هاي آندوتليال تشكيل شده و توسط يك غشاء پايه درطرف خارج احاطه شده است.ضخامت كل جدار مويرگي حدود 5/0 ميكرومتر است.قطر مويرگ 4تا9 ميكرومتر يعني به اندازه اي است كه گويچه هاي سرخ و ساير سلول هاي خوني مي توانندبه طور فشرده از آن رد شوند.در جدار مويرگ دو معبر بسيار ظريف و كوچك ديده مي شود كه داخل مويرگ را با خارج آن مربوط مي سازد.يكي از اين ها شكاف بين سلولي يعني شكاف نازكي است كه بين سلول هاي آندوتليال مجاور قرار دارد.هريك از اين شكاف ها به طور متناوب توسط    تيغه هاي كوتاهي از اتصالات پروتئيني كه سلول هاي آندوتليال را در كنار يكديگر نگاه مي دارند قطع مي شوند اما هر تيغه به نوبه ي خود پس از طي مسافت كوتاهي شكسته مي شود به طوريكه در بين آن ها مايع مي تواند به آزادي از طريق شكاف عبور كند. توزيع شكاف به طور طبيعي از نظر فاصله يكنواخت بوده و هر شكاف قطري حدود 6تا7 نانومتر (60تا 70 آنگستروم)دارد كه اندكي كوچكتر از قطر مولكول پروتئين آلبومين است.

چون شكاف هاي بين سلولي فقط در لبه هاي سلول هاي آندوتليال قرار گرفته اند معمولا نمودار بيش از يك هزارم سطح كل مويرگ نيستند.با اين وجود سرعت حركت جنبشي ناشي از گرماي مولكول هاي آب و نيز قسمت اعظم ساير يون ها و مواد كوچك محلول در آب بقدري زياد است كه تمام آن ها با سهولت از طريق منافذ شكافي يا شكاف هاي بين سلولي بين داخل و خارج مويرگ انتشار  مي يابند.

همچنين در سلول هاي آندوتليال وزيكول هاي پلاسمالمي ريز متعددي وجود دارند كه با جذب بسته هاي كوچكي از پلاسمايا مايع بين سلولي در يك سطح سلول تشكيل مي شوند.آن گاه اين وزيكول ها مي توانند به آهستگي در عرض سلول آندوتليال حركت كنند.همچنين فرض شده كه بعضي از اين وزيكول ها به يكديگر پيوسته وكانال هاي وزيكولي در سراسر عرض غشاء مويرگي تشكيل مي دهند.اما اندازه گيري هاي دقيق ثابت كرده اند كه اين انواع وزيكولي از نظر كميتي اهميت اندكي دارند.

انواع منافذ كه در مويرگ هاي بعضي از اندام ها وجود دارند

منافذ موجود در جدار مويرگ هاي بعضي از اندام ها داراي مشخصات ويژه اي هستند تا بتوانند نياز هاي خاص آن اندام ها را برآورده سازند.پاره اي از آن ها عبارتند از:

1-در مغز محل هاي تماس بين سلول هاي آندوتليال به طور عمده از نوع اتنصالات محكم Tight هستند كه فقط به    مولكول هاي بسيار كوچك اجازه ي ورود به بافت هاي مغزي را مي دهند .اين حالت موسوم به سدبين خون و مغز است.

2-در كبد عكس اين موضوع صادق است.به اين معني كه شكاف هاي موجود بين سلول هاي آندوتليال مويرگي بسيار باز هستند به طوريكه تقريبا تمام مواد محلول پلاسما شامل حتي پروتئين هاي پلاسما مي توانند از خون وارد بافت هاي كبدي شوند.منافذ موجود در غشاءمويرگ هاي روده در حد فاصل بين مويرگ هاي عضلات و كبد قرار دارند.

3-در كلافه هاي گلومرولي كليه،منافذ بيضي شكل متعدد كوچكي موسوم به پنجره ها Fenestra مستقيما از وسط سلول هاي آندوتليال عبور مي كنند به طوري كه مقادير عظيمي از مواد مي توانند بدون اجبار به عبور از شكاف هاي سلول هاي آتدوتليال مستقيما از گلومرول ها فيلتر شوند.

منبع :فیزیولوژی پزشکی گایتون-ترجمه دکتر فرخ شادان

 

خود درمانی در جانوران

خود درمانی در جانوران

آیا تا به حال سگ یا گربه‌ای را دیده‌اید که علف بخورد؟ سگ‌ها و گربه‌ها همانند وابستگان وحشی خود، ازجمله گرگ‌ها، ببرها و شیرها، گاهی علف می‌خورند. چرا این جانوران گوشت‌خوار گاهی به گیاه‌خواری روی می‌آورند؟ با شگفتی فراوان، هنوز پژوهشی گزارش نشده است که بتواند به این پرسش پاسخ کامل و روشنی بدهد. با وجود این، دانشمندان عقیده دارند گیاه‌خواری ممکن است نوعی روش خود درمانی در جانوران باشد.
دانشمندان رشته‌های گوناگون، در حال بررسی این احتمال هستند که گونه‌های زیادی از پرندگان، حشره‌ها و پستانداران، از گیاهان، خاک، حشره‌ها و قارچ‌ها به عنوان دارو بهره می‌گیرند و ازاین راه خود را در برابر بیماری‌های احتمالی محافظت می‌کنند (پیشگیری از بیماری) یا حالت ناخوشایندی را که دچار آن شده‌اند، آرامش می‌دهند
(درمان دارویی (اغلب دانشمندانی که در این زمینه‌ی علمی نوین پژوهش می‌کنند، باور دارند جانوران نمی‌توانند با تکیه بر نوعی خرد ذاتی دریابند، چه گیاهی برای آن‌ها سودمند است بلکه راهبردهای خوددرمانی مهارت‌های حیاتی هستند که انتخاب طبیعی آن را نیرو می‌بخشد. 
در بیش‌تر موارد، میل به کاهش احساس ناخوشایند، بروز رفتارهای خوددرمانی را
 بر می‌انگیزد . بعضی گونه‌های جانوران، به ویژه میمون‌های انسان‌نما، در درمان خود اندکی هدف‌دار عمل می‌کنند. در این گونه موردها، اغلب واژه‌ی زوئوفارماکوگنوزی
(درک جانوران از داروها) به کار می‌ر ‌ود. البته، این واژه برای توصیف همه‌ی راه‌هایی که جانوران دیگر برای تعامل با داروخانه‌ی طبیعت بر می‌گزینند، مناسب نیست.

 نخستین مشاهدات 
در فرهنگ عامه مردم چین این داستان مشهور است که قرن ها پیش کشاورزی کنار کلبه خویش مار ی می بیند و از ترس جان با چوب دستی مار را مجروح می کند و به خیال آن که خواهد مرد , آن را به حال خود وا می گذارد . چند روز بعد , بار دیگر همان مار را می بیند و دوباره تلاش می کند آن را از بین ببرد. چند روزی می گذرد و برای بار سوم مار دیده می شود . این بار کشاورز پس از مجروح کردن مار ،آن را دنبال می کند و مار زخمی را می بیند که در میان بوته ها مشغول خوردن علف است . کشاورز مشاهدات خود را پیگیری می کند و در می یابد که زخم های مار خیلی زودتر از آن چه که تصور می کرد ، بهبود می یابند . 
در پزشکی سنتی چین از پودر سفید رنگی برای بهبودی سریع تر زخم ها ، بریدگی ها و خونریزی های سطحی استفاده می شود . این پودر را از گیاهی با نام Panex notoginseng به دست می آورند . گمان 
می رود مار داستان کشاورز کنجکاو از آن
 می خورده است. شاید مشاهدات مردم عادی را آمیخته به خیال پردازی و افسانه سازی بدانیم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمی توانیم به آسانی چشم بپوشیم . برخی از دانشمندان مشاهداتی داشته اند مبنی بر این که بعضی از جانوران می توانند ، تولید مثل خود را کنترل کنند . برای مثال ، هالی دوبلین گزارش کرده است ، برخی از فیل های آفریقایی از گونه های خاص یک درخت برای القای زایمان استفاده می کنند. او بیش از یک سال فیل حامله ای را در شرق آفریقا دنبال و مشاهده کرد که جانور تا نزدیک زمان وضع حمل ،برنامه غذایی ثابتی را پی گرفت . اما در این زمان ، شاخ و برگ گیاهی از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنیا آورد .
کارن استرایر مشاهدات مشابهی را در مورد میمون های موریک ( Brachyteles arachinoides ) در برزیل گزارش کرده است . او با تعقیب این میمون ها دریافت که آن ها گاهی از برگ های دو گیاه با نام های Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهی از میوه گیاهی با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده می کنند . دو گیاه اول نوع ترکیبات
 ایز وفلا ونتوئیدی دارند که ساختمان آن ها شبیه استروژن است . به نظر می رسد میمون ها از این دو گیاه برای جلوگیری از بارداری استفاده می کنند ، اما خوردن میوه گیاه سوم که حاوی نوعی پیش ساز پروژسترون به نام استیگما سترول است ، به نحوی شانس بارداری را در این میمون ها افزایش می دهد . 
● پیشگیری از بیماری ها 
تاکنون محققان مرز مشخصی بین رفتارها ی خود درمانی از لحاظ پیشگیری یا درمان دارویی مشخص نکرده اند . از این رو ، ممکن است روزی برخی از رفتارهایی که در این جا به عنوان پیشگیری مطرح می شوند، به عنوان خود درمانی از نوع درمانی دارویی نیز معرفی شوند . منظور از آن، رفتارهایی ا ست که تنها جانوران بیمار از خود نشان می دهند . 
الف ) خاک خوری : گونه های زیادی از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتی حشرات،خاک می خورند . از مدت ها پیش، گمان می رفت این رفتار در واقع تلاشی برای تامین مواد معدنی ضروری است . اما بررسی های جدید نشان می دهند که خاک خوری همیشه به این منظور صورت نمی گیرد . تنظیم pH معده ، سم زدایی متابولیت های ثانویه گیاهان و مقابله با نارحتی های گوارشی، از جمله اسهال ، از دلایل جدیدی هستند که برای توجیه رفتار خاک خوری جانوران مطرح شده اند. 
ب- استفاده از حشرات : بسیاری از حشرات سم هایی می سازند یا از رژیم غذایی خود به دست می آورند . آنها سم را در بخش هایی از بدن خود ذخیره می کنند و به کمک آن از شکار شدن به وسیله پرندگان محفوظ می مانند یا با انگل ها و میکروب ها مقابله می کنند . تاکنون بیش از ۲۰۰ گونه پرنده شناسایی شده اند که مورچه ها را بر پرهای بدن خود می مالند گاهی نیز روی لانه های تپه مانند
 مورچه ها می غلطند تا به این طریق مورچه ها روی پرهای آن کشیده شوند. مورچه هایی که پرندگان به پرهای خود می مالند ،اغلب از گونه هایی هستند که اسید فورمیک تولید می کنند . این اسید به راحتی شپش های لای پرها را از بین می برد. میمون های ونزوئلایی در فصل گرم و مرطوب سال که نیش زدن حشرات بسیار آزار دهنده می شود، ترشحات فوق العاده سمی نوعی هزار پا را روی کرک های بدن خویش می مالند . ترشحات هزار پا حاوی بنزوکوئینون هستند که در دفع حشرات بسیار موثر است.

ج) میوه های ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتیوپی , آبشاری وجود دارد که این منطقه را به دو زیستگاه متفاوت تقسیم می کند . در بالا دست آبشار , گونه ای میمون با نام Papio anubis و در پائین آن گونه ای با نام Papio hamadryas و دورگه هایی از این دو گونه , زندگی می کنند . خطر آلودگی به انگل 
شیستو زوما در این میمون ها متفاوت است , زیرا میزبان واسط این انگل , یعنی حلزون های جنس Biomphalaria , در پایین دست آبشار بسیار زیادند و در بالا دست آن , کم تر یافت می شوند.

از این رو , آلودگی به این انگل در پائین آبشار بیش تر است . هر چند درختچه ای با نام Balanites aegyptica در هر دو زیستگاه وجود دارد , اما تنها میمون های پائین آبشار از میوه های آن استفاده می کنند . این میوه ها حاوی نوعی پیش ساز هورمونی به نام دیوز جنین هستند که به نظر می رسد از رشد شیستوزوما جلوگیری می کند.

د) لانه های ضد انگل : بسیاری از پرندگان در لانه های خود از گیاهان تازه ای استفاده 
می کنند که جز و ساختمان آن ها محسوب
 نمی شود . به نظر می رسد گیاهان تازه مواد فراری دارند که در دفع و کشتن انگل های پوستی موثرند. برخی سا ر ها , در لانه های خود از هویج وحشی ( Daucus Carota ) استفاده می کنند که باعث کاهش قابل ملاحظه تعداد کنه های موجود در لانه می شود . هر چند کاهش تعداد کنه ها بر میزان رشد جوجه ها تاثیری ندارد ، اما جوجه هایی که در لانه های حاوی هویج وحشی رشد و نمو می کنند ، مقدار هموگلوبین بیش تری دارند.

● درمان دارویی در شامپانزه ها 
درمان دارویی جانوران در مقایسه با خود درمانی به منظور پیشگیری , مورد توجه بیش تری قرار گرفته و مطالعات دقیق تری روی آن انجام شده ا ست . این مطالعات بیش تر روی شامپانزه ها و از طریق بررسی رفتار آن ها در محیط وحشی ، تجزیه و تحلیل مدفوع آن ها و مقایسه داروهای سنتی با گیاهانی که آن ها مصرف می کنند ، صورت گرفته است . 
سال ۱۹۸۷ میلادی ، میشل هافمن در تانزانیا در حال مشاهده گروهی از شامپانزه ها بود که غذا می خوردند . در میان آن ها شامپانزه 
ماده ای، حال خوشی نداشت و در کناری آرمیده بود . وقتی بیدار شد، به سوی درختچه ای به نام Vernonia amygdalina راه افتاد . مردم محلی این گیاه سمی را " قاتل بز " 
می نامند .

تلخی بسیار زیاد برگ های این گیاه هشداری جدی به جانورانی است که قصد دارند شاخ و برگ های آن را مصرف کنند. اما شامپانزه بیمار بدون توجه به این هشدار , شاخه ای از این گیاه را چید و با دقت پوست آن را جدا کرد تا به مغز داخلی ساقه رسید . سپس طی ۲۰ دقیقه مغز آن را کاملا جوید و شیره آن را مکید . هافمن رفتار دیگری را نیز بین شامپانزه ها مشاهده کرد . برخی از آن ها هنگام بیماری ، برگ های گیاهان خاصی را بدون آن که بجوند ، می بلعیدند .این برگ ها تقریبا دست نخورده دفع می شدند .

هافمن در مطالعات وسیعی که در جنگل های تانزانیا انجام داد ، به این نتیجه رسید که رفتار خود درمانی در شامپانزه ها اغلب با آلودگی آن ها به انگلی با نام Oesophagotomum stephanostomum ارتباط دارد . 
بررسی های او نشان دادند ، ساقه یا برگ گیاهانی که شامپانزه ها هنگام بیماری مصرف می کنند، به دفع این انگل از بدن آن ها کمک می کند. شامپانزه ای که مغز تلخ ساقه V. amygdalina را بجود ، بدون شک بیمار است . جویدن مغز ساقه این گیاه پس از ۲۰ الی ۲۴ ساعت باعث از بین رفتن احساس ناخوشی در شامپانزه می شود.

اما چرا شامپانزه با دقت پوست گیاه را جدا 
می کند و تنها مغز ساقه را مصرف می کند ؟ در پیکره این گیاه دو دسته ترکیب کشنده به نام سسکیوترپن لاکتون و گلیکوزیدهای استروئیدی یافت می شوند . غلظت این مواد سمی در پوست ساقه و برگ های گیاه از مغز آن بیش تر است . از این رو , شامپانزه این بخش های گیاه را برای جلوگیری از مسمویت شدید مصرف نمی کند . ترکیبات دسته نخست ، اثرات ضد انگی شدیدی دارند اما ترکیبات دسته دوم خواص کشندگی کم تری دارند و باعث مهار تحرک و تخم گذاری در انگل ها می شوند.

شامپانزه ها برای دفع انگل های خود از گیاهان دیگری نیز استفاده می کنند . هافمن ۳۴ گونه گیاه را گزارش کرده است که شامپانزه ها برگ آن ها را درسته می بلعند . هر چند این گیاهان به شکل های گوناگون ( بوته, درختچه , درخت و پیچک ) می رویند ، اما همه آن ها خصوصیت مشترکی دارند : سطح برگ هایشان بسیار زیر و پوشیده از کرک است .هافمن درمطالعات خود دریافت ، در مدفوع شامپانزه به ازای هر ۲۰ برگ بلعیده شده حدود ۱۰ کرم زنده یافت می شود . بنابراین با وجودی که برگ های بلعیده شده کرم ها را دفع کرده بودند ، آن ها را از بین نبرده بودند . در واقع سطح ریز و کرکدار برگ ها اتصال کرم های بالغ به جدار روده را سست می کند. به علاوه بسیاری از کرم های نابالغ لابه لای کرک ها به دام می افتند و به این ترتیب از بدن جانور دفع می شوند. 
منبع:

www.aftab.ir

 

تغییر زمان جلسه

بسمه تعالی با عرض سلام به اطلاع همکاران محترم ناحیه یک میرسانیم که جلسه گروه زیست شناسی در اسفند ماه برگزار نخواهد شدوجلسه آینده در فروردین سال 91 خواهد بود.